سین سین

مرحوم مادر بزرگم (پدری) را ما صدا میزدیم خانوم بزرگ. از ثمره خانوم بزرگ و آقا بزرگ ما تا کنون 6 تا بچه،  26 تا نوه، 47 تا نتیجه و 15 تا نبیره به وجود اومده. البته آقابزرگم سال 1352 فوت کرد و من وجودشون را درک نکردم.

حالا از این 6 تا بچه و 26 تا نوه، پدر بنده آخرین بچه و بنده هم آخرین نوه هستم. یعنی ته ته تغاری خود بنده هستم!

خولاصه اینکه در ایام عید متوجه شدیم که بله پسر عموم که 3 4 سالی از من بزرگتره به جمع مرغ ها پیوسته و بنده به عنوان تنها علمدار نوه های مجرد خانوم بزرگ مشغول مبارزه هستم!

هر چند این میزها و عناوین زیاد دوام نداره ولی در هر صورت التماس دعا دارم که بتونم در امر حفظ این سمت حق مطلب را ادا کنم.

التماس دعا

 

+ پلاک ماشین ها.  :(

سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٢ || ٩:٠٥ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین