سین سین

یعنی من موندم چرا از وقتی این وبلاگ را زدم اینقدر اخبار استخدامی دارم. یعنی دارم با با نشریه بازارکار مچ میندازم زبان (البته چه فایده ناراحت)

اما 3 خبر استخدامی:

1. اول به توضیحی بدم که کار من اگه بخوام به زبون ساده بگم زیر نظر دو تا شرکته. یک شرکت کوچیک و یه شرکت بزرگ که همون انبوه سازه هستش. شرکت کوچیک اومد اول کار با من و بقیه بچه های تیم مصاحبه کرد بعد ما با شرکت بزرگ قرارداد بستیم و حقوق و بیمه را شرکت بزرگه میده. اگه شرکت بزرگه یه کاری از ما بخواد به شرکت کوچیکه میگه و شرکت کوچیکه از ما میخواد. ولی در کل ما نفهمیدیم درست رئیسمون کیه فکر کنم 5  6 تا رئیس داشته باشم.

حالا قضیه چیه؟ شرکت کوچیکه قراردادش با شرکت بزرگه داره تموم شده و شرکت بزرگه مایل نیست دیگه قرارداد را تمدید کنه و میخواد مستقیما با خود ما کار کنه. 

حالا امروز مدیرعامل شرکت بزرگه اومده بود فولادشهر و اینها را میگفت. این کار یه فایده ای که داره ما میتونیم رو این حقوق کمی که میگرفتیم مانور بدیم و بیشترش کنیم. ولی بدیش چیه؟ من اصن به این شرکت و سیاست هاش اعتماد ندارم. فکر میکنم اینها کارشون سوء مدیریت داره. مثلا الان نزدیک دو ماهه ما حقوق نگرفتیم و یه ماهه پروژه در حالت رکوده ولی میخوان پیمانکار بیارن تا سفت کاری را شروع کنه. این در حالی هست که به طور میانگین ما سه طبقه بیشتر بلوک های مختلفمون پیشرفت در قسمت سازه اش نداشتن. در حالی که بلوک هامون 6 طبقه و 7 طبقه هستن. یا مثلا اینقددر بی پول شدن که میخوان پول ناهاری که بهمون میدن را از حقوقمون کم کنن.

حالا موندم برای ادامه همکاری چه تصمیمی بگیرم خنثی

2. امروز از شرکت اسنوا بهم زنگ زدن که فردا عصر برم مصاحبه. داداشم هم اونجا کار میکنه. البته من را برای کارخانه حایر پلاستشون میخوان. به داداشم گفتم از همکاراش پرسیده بهم میگه برای قسمت برنامه ریزی انبارهاش میخوان و اگه بمونم آینده شغلی خوبی داره. ولی من با توجه به سابقه کاری که تو کارخانه دارم خودم از کار کردن تو کارخانه خوشم نمیاد، ضمن اینکه من سابقه کار برنامه ریزی ندارم. حالا فردا یه سر میرم شاید برخلاف تصورم اتفاقاتی بیفته.

3. امروز ذوب آهن اصفهان آگهی استخدام زد ولی از گرایش رشته ما هیچی نمیخوان. (اینم شانس ما). بعد داشتم شرایطش را میخوندم به جدول رشته هاش رسیدم میبینم دیپلم ریاضی 125 نفر میخواد. خب این یه چیز وسوسه انگیزه. پیش خودم گفتم با دیپلم میرم سرکار حداقل میدونم حقوق خوب میگیرم مزایا و اضافه کاری هام هم نمیخورن. بعد به بچه های سرکار گفتم، n نفر آدم را مثال زدن که این کارو کردن. ولی خب یه جای کار من لنگ میزنه؛ من یه شانس آوردم که  کارت پایان خدمتم جدیده و تو کارت جدیدها آخرین مدرک را نمیزنن ولی خب یه فاصله چند ساله بین مدرک دیپلمم و رفتنم به خدمت هست و این یعنی اگه من اینطوری رفته باشم سربازی باید غیبت خورده باشم ولی اینطوری نیست. تو شرایط استخدامش هم گفته بود اگه بفهمن که مدرک بالاتر داری تو هر مرحله ای باشی قبولیت کان لم یکن میشه. 

حالا تو این مورد هم موندم با دیپلم برم ثبت نام کنم یا بی خیالش بشم.

شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ || ٩:٥٤ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین