سین سین

اپیزود 1) رفتم دبیرخونه، خانم کاظمی و خانم شریف من را میبینن میگن اِاِاِاِاِ چه حلال‌زاده، داشتیم در مورد تو حرف میزدیم، میگم چی میگفتین؟ میگن داشتیم میگفتین چه کارمند خوبیه!!
اپیزود 2) رفتم پیش خانم بابایی یه نامه بهش بدم، آقای رحمتی اومده میگه هوای اینو (یعنی منا) داشته باش، کارمند خوبیه!! خانم بابایی هم میگه نیاز به گفتن نبود خودم میدونم!!
اپیزود 3) وحید.هاشمی به ایمان.قاسمی سر میز ناهار میگه شهرک این اواخر نیروهای خوبی گرفته، یکی شونم اینه!!
اپیزود 4) سپهر از صبح یه کاری را از امیر و آقای چاووشی میخواد میبینم ظهر شده و هنوز کارش راه نیفتاده، پنج دقیقه وقت میزارم و کارش راه میفته، میاد میگه تو بهترینی!!
اپیزود nام) باشه بابا من خوبم.

یعنی تو کار این ملت موندم، هرچی دو دو تا چهار تا می کنم برام قابل درک نیست چرا من آدم خوب داستان میشم. یعنی اگر فکر کنین حتی یه ذره هم بیشتر از اون چیزی که از من انتظار بوده کاری را انجام داده باشم. پس چی میشه که از من تعریف میشه تنها نتیجه ای که می گیرم اینه لابد بقیه کارشون را درست انجام نمیدن.
-----------------------------
رییس حراستمون اومده بود تو اتاق، به غیر از من و سپهر (که اتفاقی تو اتاقمون بود) کس دیگه ای نبود. بعد از سلام و احوال پرسی رو به سپهر میگه این آقای سین سین خوب بچه ای، فقط هوای ما رو نداره!!!!!  اگه یکم هوای ما رو بیشتر داشت خیلی خوب میشد.
احیاناً من را با کی اشتباه گرفته برای خودمم سواله. تا جایی که یادم در عمر نسبتاً ناشریفم خبرچینی برای کسی نکردم.
( شایدم من بد برداشت کردم  از حرفش)
-----------------------------
عجب هفته‌ایه هفته دیگه، دو تا امتحان میان ترم دارم. حجم درسام زیاااااد، وقتم کممممم.
آخه ارشد هم میان ترم میگیرن؟! 

دوشنبه ٤ آذر ۱۳٩٢ || ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین