سین سین

16 ماه شهرک بودم. بد نیست بنویسم چه کارایی انجام میدادم، شاید بعدا یادم رفت!!
از بیشتر کارایی که انجام میدادم خوشم نمیومد، هر وقت انجامشون میدادم به خودم میگفتم یاد بگیر رفتی مهندس شدی که فلان کار را انجام بدی.

1) صدور کارت: شرکت هایی که میان شهرک باید برای پرسنلشون کارت چند منظوره بگیرن، کارتی با قابلیت های حضور و غیاب، کلید درب، کارت کتابخانه و کارت شناسایی. چاپ و صدور این کارت را من انجام میدادم. این کار خیلی مهندسی خیلییییی، اصن یه وضی.

2) بایگانی: نامه ها و مدارکی که جای آخرشون دفتر ما بود را بنده سوراخشون میکردم و در زونکن های مربوطه قرار میدادم. مشخص هست که این کار هم یه کار پرفشینال بود دیگه. تازه علاوه بر سوراخ کردن، چسبوندن لیبل عددی روی زونکن ها و به روز کردن لیست اینکه هر عدد مربوط به کدوم شرکت هست را هم انجام میدادم.

3) تحویل و عودت فضا: شرکت هایی که در شهرک پذیرش میشن، یه جایی بهشون میدن، حالا تحویل دادن و پس گرفتن این فضاها (که میتونست اتاق یا کارگاه یا انبار باشه) را من انجام میدادم. البته امیر هم انجام میداد.

4) قرارداد بستن: حالا همون شرکت ها که بهشون جا دادیم باید قرارداد باهاشون ببندیم. قرارداد بستن با هسته ها (تیم هایی که هنوز شرکت نشدن ولی ظرف 6 ماه شرکت میشن) را من انجام میدادم. بقیه قراردادها توسط چاووشی و امیر انجام میشد. اگه اون دو تا نبودن من انجام میدادم!

5) تماس با شرکت های بدهکار: خب با شرکت ها قرارداد بستیم که بتونیم ازشون پول بگیریم! حالا بعضی از شرکت ها پولشون را نمیدن، اینجا دیگه بهشون زنگ میزدیم. حالا اگه ظرف یکی دو ماه مثه بچه خوب پولشون را میدادن که هیچی، اگه نمیدادن نامه میزدیم، اگه سه بار هم نامه میزدیم و پولشون را نمیدادن میگفتیم خدافظ شما، خوش اومدی. حالا این زنگ زدن ها هم یکی از کارای من بود. البته این کار تقسیم شده بین همه بود.

6) تهیه لیست بدهی: اون تقسیم کار که در مرحله قبل بود چجوری بود؟ یه لیستی باید تهیه میشد که کار تهیه اون با من بود. چون نرم افزارهای ما خیلی به روز بودن یه چیزی در حد ورژن دوهزار و شونصد! این کار دستی بود و با ابتکار و همت انجام میشد. تهیه این لیست اول هر ماه 3 4 ساعت وقت من را میگرفت! خارج کردن اطلاعات از فایل pdf و وارد کردنشون در اکسل عملیاتی بود که انجام میدادم.

7) شارژ هزینه ها و ارسال صورتحساب: صورتحساب های شرکت ها، ماه به ماه براشون فرستاده میشد. شارژ کردن خدماتی که شرکت ها استفاده میکردن و مربوط به قسمت ما میشد توسط من و امیر انجام میشد.

9) معرفی و پیگیری برای تسهیلات: یکی از کارهای تحمیلی بود که با اومدن رییسم به قسمت ما به کارهامون اضافه شد. وام هایی مثه صندوق مهر امام رضا و جهاد کشاورزی به شرکت های شهرک داده میشد که کارهاش گردن من افتاده بود.

8) سوتی گرفتن: آقا تا دلتون بخواد ملت همکار از کوچیک تا بزرگ، از ریز تا درشت سوتی میدادن. سوتی ها انقدر زیاد بود که تبدیل به یکی از کارهای روزانه من بشه.

کارهای دیگه ای هم انجام میدادم مثل تایپ کردن بعضی از نامه های رییسم(!!!)، هماهنگ کردن بعضی از جلسه ها، زنگ زدن به بعضی از اشخاص که هیچ ربطی به پست سازمانی من نداشت، پاسخ دادن به اربابان رجوع متعدد و.... که الان دیگه حوصله گفتنشون را ندارم!

--------------------------------------------------

این دوستان شهرکی انگار رفتن من را جدی نگرفتن. آخه وقتی یکی میخواد بره باید کارهایی را که منحصرا اون فرد انجام میداده تحویل یکی بده و بره ولی اینا اصن رو به خودشون نمیارن که کار را از من تحویل بگیرن.
هفته پیش شنبه که رفتم شهرک دیگه تا چهارشنبه نرفتم اونجا. بعد چهارشنبه میبینم یه کوه کار گذاشتن برای من! یعنی انگار نه انگار که من دیگه قراره نباشم و خودشون باید کارها را انجام بدن.

شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٢ || ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین