سین سین

بالاخره جای کار من در شهرداری چهارشنبه معلوم شد و قرار شد برم منطقه 11 (رهنان). چهارشنبه گفتن خب فردا پنج شنبه هستش و بذار اول هفته بفرستیمت منطقه. شنبه که شد گفتن مدیر امور اداری نیست نامه‌ات را امضا کنه صبر کن فردا که اومد امضا میکنه. یکشنبه مدیر برنامه‌ریزی که باید با هم میرفتیم منطقه تا ظهر جلسه بود. دیگه داشتم پیش خودم میگفتن که یکشنبه هم نمیشه که ناگهان تصمیم گرفتن من را با مدیر آموزش بفرستن منطقه. (سلامتی همه‌شون صلوااااتنیشخند) بالاخره عروس را بردن منطقه!!!زبان

این آقایی که قبل من در منطقه بوده این طور که مشخصه فردی بسیار کاربلد و ماهر بوده. یعنی این طور بگم که هر وقت منطقه 11 را شنیدم بلافاصله اسم ایشون اومده و هزار تا به‌به و چه‌چه و هزار جور کلماتی از نوع حیف شد رفت! حالا فکر کنین من قراره جای چه کسی برم؟
از وقتی که واقعا قرار شد منطفه 11 برم چپ و راست هر کی من را میبینه تو دلم را خالی میکنه که آره شهردارش از کارشناس برنامه‌ریزیش انتظارش بالا هستا. خیلی باید قوی پا پیش بزاری و اگه بد باشی نمیتونی دووم بیاری و هزار جور حرف و حدیث دیگه.
یکشنبه هم که رفتم پیش شهردار گفت: بله من از شما انتظارم بالا هست و کار زیاد ازت توقع دارم. نفر قبلی که جای شما بوده برای من معاون شهردار بود نه کارشناس! در جلسه شورای معاونین شهردار هم همیشه حضور داشت.
یعنی بعد از حرفای خود شهردار کاملا ترس وجود من را گرفته که نکنه نتونم از پس کار بربیام. اینقدر یه جوری حرف میزنن و انتظارها را بالا میبرن که آدم اعتماد به نفسش از بین میره.
حالا خود شهردار به کنار، این مدیران معاونت برنامه‌ریزی هم توقعشون بالاست. دوشنبه جلسه داشتیم نه گذاشتن نه برداشتن میگن تا پنج شنبه فلان کار را آماده میکنی. تا هفته دیگه بهمان کار را انجام میدی و میای ارائه‌اش هم میدی. حالا هم فلان کار هم بهمان کار مستلزم اینه که منطقه را خوب شناخته باشی و پروژه‌های انجام داده و در دست انجام را بدونی چیاست. والا انتظارای دارن ایناها آخه تا دو روز من همین خیابون‌های اطراف شهرداری را اسمشون را یاد بگیرم خودش کلی کاره!خنثی عصبانی

-----------------------------
از شنبه این هفته هم جشنواره فیلم فجر برای من با فیلم «ردکارپت» رضا عطاران شروع شد. علی رغم اینکه منتقدین میگفتن فیلم خوبیه ولی من در نظر سنجی بعد از فیلم نظرم را در صندوق ضعیف انداختم. شاید برای این منتقدین گفته بودن خوبه، چون در بعضی سکانس‌ها با بعضی از فیلم‌های بزرگ سینمای جهان شوخی می‌کرد، شوخی‌هایی که من ازشون سردر نمیاوردم. نقش اول و اخر فیلم خود عطاران بود، فکر کنید نقش دوم فیلم که یعنی امیر نوری بود کلا 1 دقیقه هم بازی نکرد یعنی از اول تا آخر فیلم داشتیم رضا عطاران را میدیدیم. به نظر من اگه عطاران بگه از فیلم «تعطیلات مستر بین» برای ساخنن فیلمم الگو نگرفتم دروغ گفته!

دومین فیلمی که دیدم «خط ویژه» مصطفی کیایی بود. فیلم خوبی بود و منم نظرم را در صندوق اول انداختم. در نظرسنجی بهترین فیلم‌های جشنواره از نظر تماشگران هم تا الان دوم هست. اگه در اکران عمومی یه مقدار از فحش‌هایی که به هم میدن سانسور بشه میتونه با استقبال عمومی و فروش میلیاردی مواجه بشه. موقعی که رفتم سینما انتظار یه فیلم کاملا جدی را داشتم ولی آخرش که اومدن بیرون احساس کردم فیلمی جدی را دیدم ولی سرشار از طنز بود.

-----------------------------
بزرگترین پسرعموم که حدود 38 39 سالش هست تا الان که در خدمت شما هستم 4 تا بچه داره! بچه آخرش پارسال به دنیا اومد، بعد فامیلمون میگفتن یعنی بازم میخواد بچه‌دار بشه؟ که خبرش را به گوش بابام رسوند که هر کسی ازشون پرسید جواب بدن که بععععله هنوز 2 تا بچه دیگه را در دست اقدام دارن!! نیشخند

سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٢ || ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین