سین سین

بعضی وقت ها هست میگم ببین چقدر ضعیفم که یه شخص مینونه تعیین کنه من کار کنم یا نکنم. یعنی سرنوشت و آینده و زندگی من برای کسب معاش افتاده دست یه نفر دیگه. اینجاست که میگم قربون هر شخصی که نون درآوردنش دست خودشه، دلش خواست امروز پول درمیاره، دلش نخواست امروز میره صفاسیتی!
وقتی اومدم شهرداری بهم گفتن 3 ماه اول آزمایشیه، گفتم خب معقوله حرفشون، خب 2 ماه از این 3 ماه در سال 92 بود و به طبع اون سال 92 برای 2 ماه با من قرارداد بستن.
در ماه اول کارم وقتی از حقوق آخر ماهم تعجب کردم (که چیزی حدود 500 تومن بود) بهم گفتن یه کارانه ای هست این ماه بهت تعلق نگرفته و یه کارانه ی دیگر هم هست که تا 6 ماه اول که آزمایشی هستی بهت تعلق نمی گیره!
خب اینجا بود که فهمیدم با من رو بازی نکردن و حالا اسمش را که هر چی میزارن (تغییر قوانین استخدام) مدت آزمایشی شده 6 ماه نه 3 ماه.

در اردیبهشت ماه وقتی برای امضای قرارداد سال 93 رفتم دیدم قراردادم تا پایان خرداد هست. خب تا اینجا مسئله ای نیست. اما اونجایی قضیه برات بهت آور میشه که دو همکار دیگه ای که باهات استخدام شدن قراردادشون تا آخر ساله ولی از تو تا آخر خرداد!!!
اما این پایان ماجرا نیست، امروز که دوباره برای امضای تمدید قرارداد رفتم باز هم دیدم قراردادم برای 6 ماه یعنی تا آخر آذرماه تمدید شده!
وقتی قدرت نداشته باشی فقط باید ببینی و هیچی نگی حتی نمیدونی دقیقا سرنوشتت دست کدوم شخص افتاده که بری باهاش حرف بزنی که حرف حسابش چیه؟
امروز داشتم به این فکر می کردم ای کاش اینقدر قدرت داشتم که ول می کردم و می رفتم بعد هم بهشون پیغام می دادم وقتی امنیت شغلی من جوری شده که برای یک سال باید 3 بار قرارداد امضا کنم باید فاتحه اون شغل را بخونم. من میرم تا بفهمید با بقیه اینجور رفتار نکنید. ولی حیف که اینها فقط یک رویاست.
فعلا باید بشینم و نگاه کنم که چه جوری با سرنوشت شغلیم هر جوری که دلشون بخواد بازی میکنن.

سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳ || ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین