سین سین

از وقتی دارم میرم سرکار متوجه این موضوع شدم که درآمدی که شغل آزاد داره با درآمد شغل هایی مثه کار من واقعا غیر قابل مقایسه اند. وقتی بعضی ها درآمد من را میفهمن جوری بهم نگاه میکنن که انگار یه طفل فقیر داره باهاشون حرف میزنه.

من از وقتی سربازیم تموم شد به این فکر بودم که یه کار و کاسبی از خودم راه بندازم، حالا چه کار و کاسبی مهندسی چه غیرمهندسی. حتی یه بار هم با یکی از همون بچه های سربازی تا یه جاهایی هم پیش رفتیم ولی خب نشد.
دیروز محسن بهم زنگ زد تا وعده کنیم تا باهام حرف بزنه. محسن تو دانشگاه با بچه های اردوهای جهادی میرفتن روستاهای دور افتاده و براشون مدرسه و مسجد میساختن. برای من از درآمد و گردش مالی که تو این چند سال تجربه اردویی داشته گفت و گفت دوس داره این نوع کارها که هم یه کار نیکه و هم درآمد خوبی داره. گفت دوس داره وارد این کار بشه ولی سرمایه اولیه زیادی میخواد. بهم گفت یک ماه فکر کرده که چطوری میتونه سرمایه بدست بیاره به این نتیجه رسیده بهتر با یه کاسبی کوچیک شروع کنه که سرمایه و تخصص آنچنانی نمیخواد. به این تتیجه رسیده یه مغازه فلافلی بزنه. از من خواست که شریکش بشم تا با هم کار کنیم. میگفت میخواییم ما دو تا مهندس صنایع با تفکرات مهندسی صنایع  کار کنیم! صحبت های زیادی کردیم یه سری از حرفاش خیلی ایده آل و به نظر غیرقابل عمل کردن میرسیدن. خلاصه بهش گفتم بذار فکر کنم. تو خونه با بابام مشورت کردم. بابام کلا از هر چیزی که بتونه گوشیم را از دستم بگیره یا منو از پای کامپیوتر بلند کنه استقبال میکنه. بابام هم با یه سری از توضیحات بهم گفت پا پیش بذار فوقش ضرر آنچنانی نمیکنی. خودمم گفتم بهتر از علاف بودن بعد کار هست. این شد که به محسن اکی را دادم.
صبح با حامد وعده کرده بودم تا برای مصاحبه ای که با هسا داره یه نرم افزار را یادش بدم. اونم فعلا تو یه پیتزافروشی شاگرده. یعنی فعلا مهندسامون دارن بیشتر شاگرد مغازه میشن چون یکی از فامیلامون هم با وجود مدرک مهندسیش رفته سبزی فروشی میکنه. البته کار که عار نیست ولی به نظرتون درسته آدم بره مهندس بشه بعد بره فلافلی و پیتزا فروشی و سبزی فروشی؟

 

**این پست را که دوباره خوندم حالم بهم خورد از خودم و جامعه و پول و اقتصاد و هزار تا چیز دیگه. ولی از خودم بیشتر حالم بهم خورد.

**بعدا نوشت: امروز با محسن رفتیم چند تا مغازه را دیدیم. فهمیدم اهداف بلند بالایی داره تفکراتی که خیلی خوشبینانه است. امیدوارم به سرانجام برسه. فقط فکر کنم این تفکرات را برای طرح کسب و کار بزرگ هم بشه به کارش گرفت. 

جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱ || ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین