سین سین

نمیدونم تو پست اول چی بنویسم.

بگم این وبلاگ قراره چه کاری انجام بده، نمیدونم

بگم اصن مگه قراره کاری انجام بده، نمیدونم

گفت شاید برای خالی نبودن عریضه بشه خودم را معرفی کنم تا ببینیم بعد چی میشه (هرچند میشه این کار را تو پروفایل هم انجام داد)

من سین سین زاده 16 آخرین ماه سال 65 (آی بدم میاد به خاطر 2 هفته همیشه 1 سال سنم بزرگتر گفته میشه) هنوز پسر بابامم (نه داماد مردم)

اصفهان به دنیا آمده و زندگی میکنم ( جدن در جد همه اصفهان بودیم).

از نظر ظاهر قد 185 وزن 77 (یه سری میگن لاغری یه سری میگن توپی ولی بابا مامانم بهم میگن چاقی!!!)، عینکیم، لباس جلف و از این مدل های پاره پوره نمیپوشم موهام هم مثه بچه آدمه.

مهندسم از نوع صنایع (صنایع خالی ها نه غذایی نه سنگین و نه سبک).

دانشگاهمون هم آزاد بود از نوع نجف آبادش. (هر چی سر کوفت میشنویم از این نوعه دانشگاهمونه)

سرکار هم میرم هر دو جورش (ایهام داره)

نه به ادبیات علاقه دارم و نه از شعر چیزی میفهمم (هر چند در دوران تحصیل نمراتش خوب بود)، نه قلم خوبی دارم و نه تا حالا وبلاگ داشتم؛ این وبلاگ هم همینجوری زدم بلکه زبونمون باز بشه (زبون دارم این هوا ولی نه برای همه)

بهم میگن معتاد، اونم اینترنتیش (حالا من تو اینترنت هم نباشم به خاطر وسایل دور و برم اینجور بهم میگن)

خلاصه سر کسی را درد نیارم که الحمدلله کسی هم نیست. تا ببینیم شاید بعدا کسی اومد و نظر گذاشت تو وبلاگمون.

حالا شاید فعلا از زندگی روزه مره بنویسم.

همین دیگه (برای من همین ها هم که گفتم خیلی بود)

دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱ || ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین