سین سین

امروز داشتم با شر... حرف میزدم گفتم خوبه بهش بگم که ارشد قبول شدم. ولی گفتم بذار همینجوری نگم که قبول شدم و چه خوب شد که نگفتم. ازش پرسیدم اینجا کسی بخواد ادامه تحصیل بده رفتارشون چیه؟ گفت هیچی میگن نمیخواییمت!! گفتم به همین راحتی؟ گفت: آره به همین راحتی. فقط شاید کسی که پیام.نور بخونه را کاریش نکنند.
تو اون لحظه کلی خورد تو ذوقم پیش خودم گفتم که حالا هزینه تحصیل را از کجا در بیارم؟ ازش پرسیدم که کسی هم بوده مخفیانه درس بخونه گفت آره یه نفر بود که وقتی دیگه نمیخواستنش برای اینکه حالشون را بگیره گفته بوده تو این مدت که اینجا بودم ارشدم را هم گرفتم.
نکته‌ای که محل کار فعلیم داره اینه که با وجود اینکه یه سازمان دولتیه ولی رفت و آمد کارمندها تو این سازمان خیلیه. یعنی زیاد استخدام و عدم ادامه کار دارن. هنوز نتونستم علتش را بفهمم.

خلاصه انگار اوضاع خیلی داره پیچیده میشه. فکر میکردم مثه قبل ارشدها فقط 4 شنبه و 5 شنبه تو دانشگاهمون کلاس دارن ولی امروز رفتم تو سایت میبینم همه روزها کلاس دارن به غیر از پنج شنبه ها که من تعطیلم ناراحت. یعنی هی حال گیری‌ها بیشتر میشه.
بعد رفتم ثبت نام کردم شهریه شده 1.7 میلیون گریه. یک تومنش را که داشتم ولی چون 700 را نداشتم مجبور شدم از بابام بگیرم ولی گفتم پسش میدم.
دارم به این فکر میکنم که ای کاش کلاس‌هام از بهمن شروع بشه که حداقل تا اون موقع شاید اوضاعم پیچیدگی کمتری داشته باشه.

سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱ || ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین