سین سین

خب بالاخره بعد از 23 روز دارای هویت شغلی شدم. امروز عصر من را خواستن و باهام قرارداد بستن به مدت 3 ماه آزمایشی در سمت کارمند پشتیبانی موسسات. میزان حقوق هم در حد بخور نمیره، وقتی گفتن بیا امضا کن، رفتم پیش خانم با... و حتی یه کلمه هم حرف نزدم. نمیدونم چرا؟ ولی بگو اندازه 1000 تومن چونه بزنم نزدم. هیچ وقت دوست نداشتم در زمینه های پولی با کسی حرف بزنم. جای قبلی هم تقریبا به همین اندازه حقوق گرفتم و اون موقع هم هیچ حرفی نزدم اما وقتی میخواستم برم فهمیدم براشون ارزش پیدا کردم و من غافل بودم چون دستمزد بالاتر را اون موقع بهم پیشنهاد دادن. خودم به خودم ایمان دارم که میتونم در طول زمان خودم را اثبات کنم.
تو این 23 روز که گذشته به کارم اصلا علاقه مند نشدم و فکر میکنم من برای این کار ساخته نشدم. هر چند نمیدونم در حال حاضر و با شرایط فعلیم چه تصمیمی درسته و چه شغلی مناسب منه.
وقتی قرارداد را امضا کردم و به اتاق خودمون برگشتم یه جوره دیگه ای شده بودم و یه حس دیگه ای داشتم. وقتی وارد شدم انگار چشمام بازتر، گوشام تیزتر و حواسم جمع تر شده بود. انگار حس احساس مسوولیت و درست و دقیق بودن در کار بهم دست داده بود.

دیروز با همین همکار جدید که تو پست قبل گفتم که بعد از من اومده و خبر داره من قبول شدم داشتم حرف میزدم. این آقای شجا... بهم یه شغل جدید را معرفی کرد به اسم ریسرچرمن. کلی توضیح داد که حتی با این شغل میتونی درآمد دانشگاهت را در بیاری. میگفت خودش یه ریسرچرمن هست و یکی از درآمدهاش از همین راهه. میگفت متاسفانه اینقدر دانشجوی تنبل وجود داره که میشه براشون پایان نامه تهیه کرد هر چند این مورد زیاد کار خوبی نیست ولی میشه از همین سرچ و ارایه مقاله با اسم دانشگاه برای همایش ها ازشون درآمد کسب کرد.

یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ || ۸:۳٥ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین