سین سین

××مگه میشه تو یه اتاق از فاصله دو متری یه نفر اسمت را بگه بعد متوجه نشی دارن صدات میزنن؟ آره میشه
اگه دو بار صدا زد چی؟ احتمالش هست
اگه سه بار شد چی؟ نه دیگه میفهمم صدا میزنن منو.
حالا این شده قضیه همکارای ما تو اتاقمون. هر چقدر صداشون میزنم انگار دارم با دیوار حرف میزنم. بعد من اگه س سین را بگن برمیگردم نگاهشون میکنم. (البته کاملا مشخصه خودشون را به نشنیدن میزنن)
دیروز حس... منو صدا زد تا برم کمک دبیرخونه نامه هاشون را بایگانی کنم. بعد این آقایون دیوار تا فهمیدن من رفتم کمک، چنان بهشون برخورد که انگار به اونا گفتن. کلا هر وقت خواستم به یکی کمک کنم بهم گفتن وظیفه تو نیست. حالا انگار ما کار یکی را راه بندازیم آسمون به زمین میاد. نمونه دیگه اش روز دیگه ای بود که به منو... گفتم برم به بچه های جشنواره کمک کنم؟ که گفت وظیفه تو نیست.
بعد دیروز شر... را دیدم میبینم یه گوشه ای خسته ایستاده کلی مجله برای جشنواره اورده میگم بیام کمک. میگه نه نمیخواد وظیفه تو نیست!!! بعد که به زور کمک کردم بیچاره کلی تشکر کرد.
آخه آقایون برای نیل به یک هدف سازمان که نباید اینقدر وظیف من و وظیفه اون کرد که.

 

××دو سال پیش برای مدرسه ای که بابام توش هست با اکسل یه چیزی طراحی کردم تا بتونن برای بچه‌هاشون کارنامه نمرات مستمر بزن. برنامه ساده‌ای ننوشتم و پر از فرمول و چیزهای دیگه بود. اون موقع بابام بهم 50 تومن دستمزد داد که فکر کنم جزو اولین دستمزدهام بود و کلی حال کردم. بعد چند روز پیش ازم خواست برای چند تا پایه و کلاس های دیگه شون اون فایل را اصلاح کنم. برگشتم میبینم وای من چه چیزایی بلد بودم ولی به خاطر اینکه دیگه با اونها کار نکردم یادم رفته. بالاخره با کلی دردسر درستشون کردم و دادم بهش. انتظار دستمزد هم نداشتم.
بعد بابام دیروز اومد 20 تومن بهم پول داد بابت این کار. منو میگی اینقدر خوشحال شدم که نگو انگار یه وام چند صد میلیونی بهم دادن!
فکر کنم هر کس دیگه ای هم حدود 30 تومن پول تو حسابش باشه و معلوم نباشه کی حقوق میگیره وقتی موجود حسابش 70% زیاد بشه باید هم خوشحال بشه.
اینه اوضاع اقتصادی بنده

یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱ || ٧:٠٢ ‎ق.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین