سین سین

من معتقدم برای انجام هر عملی باید یه سری قلق ها یا تجربه ها را بلد بود. فرقی نمیکنه این قلق ها تو شغل یا تحصیل یا زندگی زناشویی یا هر چیز دیگه ای باشه به هر حال اگه این قلق ها را ندونم یا به مشکل برمیخورم یا برای فهمیدنش باید هزینه کنم که شاید این هزینه ها برام گرون تموم بشه.
نمونه ای از این قلق ها که بلد نبودم تو دوران لیسانس بود. هزینه ای که بابت فهمیدن این قلق ها شد این بود که سه ترم اول معدلم پایین شد. هزینه ای بس گران که با وحود اون که بعد فهمیدم نتونستم جبرانش کنم. فهمیدن این قلق ها اینقدر موثر بود که حتی من را در 2 ترم آخر جزو بهترین دانشجوها بکنه ولی بالاخره به دلیل عملکرد بد در چند ترم اول معدلم اون نشد که باید بشه.
شاید از نظر بقیه قلق های دوران لیسانس آنچنان مهم نیست ولی خب اگه همین چیزای ساده را من میدونستم الان نیاز نبود براش پست بذارم. با گفتن این قلق ها به هم دانشگاهیام، اونها مشکلات من براشون پیش نیومد.
چیزای ساده ای مثه اینکه اخلاق هر استاد چه جوریه و چطور میشه نمره بالاتر ازش گرفت اینکه چی بخونم چی نخونم برای کدوم استاد باید جزوه خوند برای کدوم یکی کتاب، اینکه چه چیزی برای هر استاد مهمتره و تو نمره ات تاثیر میذاره. همه اینها به اضافه چیزای دیگه برای من جزو قلق ها دوره لیسانس محسوب میشه.
امروز عصر یه جلسه عمومی توجیهی تو دانشگاه برای بچه های ارشد گذاشته بودن که منم شرکت کردم. یه صحبتهایی اونجا گفتن که برای من مبهم بود و من اونها را جزو همون قلق هایی حساب کردم که در حال حاضر نمیدونم چیه.
صحبتها در مورد پایان نامه و تحقیق و سرچ و کلاسها بود. بعد جلسه به شجا... گفتم اینهایی که گفتن برای من گنگ بود گفت من کمکت میکنم، منم تشکر کردم. ولی من نمیتونم رو کمک اون زیاد حساب باز کنم چون اون را فقط سر کار میبینم اونهم فقط برای دقایقی. (این آقای شجا... قبلا تو مالزی ارشد MBA گرفته ولی از نظر وزارت علوم مورد تایید نیست. بنابراین در این زمینه با تجربه اس)
خلاصه اون صحبتهایی که تو جلسه شنیدم اینقدر ترسناک بود که حتی داشتم به این نتیجه میرسیدم که کار را موقع شروع کلاسام ول کنم.
تا ببینیم چی پیش میاد.

دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱ || ٧:٥۳ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین