سین سین

امروز دو تا چیز شنیدم که یکیش نسبتا خوشحالم کرد یکیش هم کلی ناراحت. من دوس دارم اول خبر بد را بگم بعد خبر خوب را.
خبر بد اینکه پیش خانم شریف بودم بعد گفت حسینی (حس... سابق) اومده ازش پرسیده سین سین چطوره؟ اونم گفته من خیلی خوبما و این حرفا! بعد خانم شریف ازش پرسیده قراره سین سین کجا باشه؟ اون گفته برای رییس دفتری خودم در نظرش گرفتم.
یعنی تا اینا شنیدم میخواستم بزنم همه چی را داغون کنم. دلم میخواست های های گریه کنم. والا حق من این نیست.

اما خبر خوب اینکه بابام بهم زنگ زد گفت یه هنرستان بهش زنگ زده گفته اون برنامه‌ای که کارنامه براتون میسازه را میخواد. منم بهش گفتم یکی از آشناهامون نوشته و قیمتش 50 تومنه و باید اسم درساتون را برام بیارین تا بهش بدم و 1 روزه هم بهتون میده. حالا من نمیدونم که اون هنرستان واقعا پا پیش میذاره یا نه؛ ولی شنیدن همین خبر که چیزی نوشتم که نظر یکی را جلب میکنه هم باعث خوشحالی من میشه.

 

بی ربط نوشت: چه عجب این پرشین بلاگ ساعتش را درست کرد.

یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱ || ٦:٠٠ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین