سین سین

تو این دو روز هیچ خبری نبود. فقط زندگی طی شد.

 

+ امروز اولین روزی بود که وقتی از خونه اومدم بیرون از دهنم بخار اومد!!

+ شریف: به حسینی گفتم سین سین خیلی خوبه بیارش تو قسمت خودت!!

+ خانم بابایی: رفتی گزینش عقیدتی؟
من: نه. کسی بهم نگفت.
بابایی: مدارکت دنبالته؟
من: آره
بابایی: خب همین الان برو
من: باشه.
(برو عامو دلت خوشه، اگه حسش بود شنبه میرم)

+ رییس: فردا بیا سرکار
من: صبح کار دارم (شما بخونبد کلاس دارم) 9:30  10 میرسم بیام.
رییس: اشکال نداره بیا.
من تو ذهنم: اگه فردا ماشین نداشته باشم عمرا قبل 11:30 برسم.

+ بابام رفته شیر دولتی بخره روش زده بوده نیم درصد چربی!! با تشکر
البته از یه جای دیگه 2.5% خرید

+ داشتم به این فکر میکردم چرا میگن New York؟ مگه قبلا Yorkی بوذه که حالا این New شده؟!

+ مهاجرت به Office 2013
فعلا کرکش را گیر نیوردم یک ماه فرصت دارم!!

چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱ || ٧:٠٧ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین