سین سین

دیروز تا ساعت 6:15 سر کار بودم بعد رییس گفت بیا تا با هم برگردیم من اصرار که نه باووو سرویس هست و این حرفا ولی خب اونم اصرار که بیا و مسیرمون یکیه. دیگه ما هم قبول کردیم و تلپ شدیم.
بعد تو راه ازش پرسیدم اگه قصد ادامه تحصیل داشته باشم نظر شهرک چیه؟ (آره جون خودت فقط قصدش را داری نیشخند) گفت: اینجا کاملا سلیقه ایه شاید موافق باشن شاید مخالف شاید هم فقط اجازه بدن از مرخضی های خودت استفاده کنی. مثلا خود من چون اون موقع که قبول شدم جزو مدیران بودم موافق ادامه تحصیلم بودن ولی خب یه سری بودن چون موافق نبودن هی جلوشون سنگ مینداختن و حساسیت ایجاد شده بود که چرا اضافه کاری نمی ایستن؟ چرا دیر میان؟ چرا زود میرن؟ و این حرفا. بعدم ممکنه حتی کسی قبول بشه و حتی مدرک هم بگیره ولی اینجا مدرکش را قبول نکنن.
بعد پرسیدم اگه قبول شدم مخفی کنم یا بگم؟ گفت نظر من اینه که مخفی کنی.
بعد پرسید کجا قبول شدی؟تعجب گفتم نه باووو کلی پرسیدم. میخواستم ببینم چیکار کنم.زبان

از وقتی میرم سر کلاس ارشد یه جور ترس من را گرفته. فکر میکنم نمیتونم از پسش بر بیام. اینکه میگن یه کار پژوهشی انجام بدین یا این کارو گروهی باید انجام بدین باعث این ترس شده. حالا خوبه یه درس روش تحقیق را بیشتر نمیرم.
مثلا امروز استاده یه کار گروهی گفت باید انجام بدیم من دیدم نمیرسم که، فقط دیدم شجاعی همکارم هست گفتم دوتایی با هم انجام بدیم.
امروز استاد لیست حضور و غیاب چاپ شده داشت. بعد گفتم خوبه برم باهاش حرف بزنم که من برای ترم آینده دارم حالا میام!!! بعد شجاعی گفت حالا نگو آخر ترم بگو. منم گفتم باشه و از شلوغی کلاس استفاده کردم و اسمم را با خودکار آخر لیست اضافه کردم. شانسی که آوردم فقط من نبودم که اسمم را با خودکار نوشتم.

 


+دارم کم کم به این نتیجه میرسم اکثر مردم تو خونه هاشون شیرینی خونگی درست میکنن. ولی مامان من هرچی بگی درست میکنه الا شیرینی. آخه این چه وضعشه نیشخندمنم شیرینی میخوام. از مسئولین درخواست میکنم این آپشن را هم به مامانم اضافه کنن نیشخند

 

+ تازه بعد از 8 سال امروز فهمیدم چه درختایی تو باغچمون هست. یعنی حال کنید من چقدر علاقه مندم. البته نه اینکه هیچی ندونم ولی نمیدونستم که اینقدر درخت دارم. 2 تا نارنج، 2 تا زیتون، یه دونه انجیر، یه دونه زردآلو، یه دونه خرمالو، یه دونه آقاقیا، یه دونه سرو
البته خب همه شون بچه ان. الان فقط 2 تا زیتون، یکی از نارنج ها، انجیر و زردآلو اونم به تعداد کم میوه میدن.
من که فقط اقاقیا را دوس دارم از همه شون قشنگ تر و سبز تره

 

+ ملی پوشان هر سه تیم فوتبال چقدر شما با حالید. عاشقتونم (افعال را معکوس کنید)
فوتسال از کلمبیا باخت، فوتبال جوانان از کره، فوتبال از ازبکستان

پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱ || ٦:۱٩ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین