سین سین

(برای مشاهده عکس در ابعاد بزرگتر اینجا کلیک کنید)

چند روزی هست که این عکس منو تحت تاثیر قرار داده.
اول بگم این عکس چی هست. این عکس، مال وقتی هست که بابام آموزگار بوده. اون آقایی که تو عکس قدش کوتاه تره بابای منه. بابای من همزمان با قبولی تو دانشگاه در آزمون.استخدامی.آموزش و پرورش هم قبول میشه. بعد چون موقع استخدامش هنوز مدرک دانشگاهش را نگرفته بوده 4 سال اول را آموزگار بوده. نکته جالب اینه که این بچه هایی که تو عکس میبینید از سال اول تا چهارمشون را شاگرد بابام بودن. یعنی بابام و بچه ها سال به سال با هم بالا اومدن.
یه چیز جالبی که من بهش توجه کردم و بابام جوابش را داد اینه که کسی کاپشن نپوشیده. کت پوشیدن ولی کاپشن نپوشیدن. بابام هم در جوابم گفت که کاپشن بعد انقلاب اومد. قبل انقلاب فقط کت بود و پالتو. جتی اورکت سربازها هم مثه پالتو بود. اولین مدل کاپشن هایی که اومد بهش میگفتن کاپشن آمریکایی که مثه اورکت سربازهای الانه.
حالا چی شده که من این عکس را دیدم. بابام چند روز پیش داشته پیاده تو خیابون میرفته که یه آقایی میاد جلوش و بهش سلام میکنه و میگه من چهار سال دبستان را شاگرد شما بودم. بابام هم ضمن حال و احوال، باهاش وعده میکنه که یه کپی از این عکس را براش بیاره. اون آقاهه کارمند مخابرات شده بوده و سه سالی هم هست بازنشسته شده.
بعد که عکس را براش میاره میخواد سرنوشت بچه ها را براش بگه. اونم میاد و توضیح میده.یعنی چقدر این لحظه شگفت انگیزه که آدم بفهمه کسایی حدود 34 سال پیش شاگردش بودن الان چیکاره شدن. نه؟
از این بچه هایی که تو عکس می بینید 4 نفرشون از این دنیا رفتن. که 2 تا از اونا تو جنگ شهید شدن. بابام وقتی داشت برام توضیح میداد که کدوماشون شهید شدن کامل یادش بود کیا بودن و چه اخلاق هایی داشتن.
شاگرد بابام آخر صحبت هاشون یه خاطره هم گفته. سال سوم دبستان، روز قبل روز مادر، بابام یکی از بچه ها را به بهانه ای از کلاس میفرسته بیرون. (اون بچه ای که تو عکس جلوتر از همه نشسته) بعد به بچه ها میگه که فردا روز مادره، این بچه هم مادر نداره. اگه حرفی، نفلی، صحبتی از این روز، جلوی این بچه بشه، تنبیه سختی میشید. اونها هم حرف بابام را گوش میدن و هیچی نمیگن. شاگرد بابام میگفت بعد از این همه سال من هر جا صحبتی باشه من این را تعریف میکنم و میگم معلممون به ما یاد داد که دل یکی دیگه را نشکونیم. حالا جالب این بود که بابام خودش اصن این خاطره یادش نبود.

خدا همه معلمای خوب را عزت بهشون بده.

بعداَ نوشت: 49 نفر دانش آموز در یک کلاس تعجب

دوشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۱ || ۸:۱٥ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین