سین سین

چقدر سخته در مورد یه نفر دیگه حرف زدن
سه شنبه یه آقایی بهم زنگ زد که در مورد یکی از دوستاتتون برای استخدامش تو صنایع دفاع میخواییم تحقیقات گزینشی بکنیم. لطفا یه آدرسی بدین که برسیم خدمتتون. منم گفتم بیایین سرکارم.
من اون موقع فکر کردم برای بچه های فولادشهر میخوان بیان چون اون موقعی که بحث استخدام صنایع دفاع بود، اونها هم فرم استخدام پرکردن. پیش خودم فکر میکردم اگه در مورد اونها باشه که کار خیلی سخت میشه.
چهارشنبه ساعت حول و حوش 10 بود که آقاهه اومد. بهم گفت دوستتون، آقاحجت را به عنوان معرفش معرفی کرده بود ولی آقاحجت تهران بودن و شماره شما را دادن که برای تحقیق برسیم خدمتتون. بعد عکس سیدمحسن را نشونم داد و گفت ایشون را میشناسید؟ منم گفتم بـــــــــله آقا محسن هستن. از هم کلاسی های دوران دانشجویی. تو دلمم گفتم بازم خوبه باید در مورد آدمی حرف بزنم که مجبور نیستم در موردش دروغ بگم.
خلاصه اون آقاهه اینقدر سوال پرسید که نگو. یعنی فکرش را هم نمیکردم اینقدر سخت باشه. یه موقع هست از خود آدم در مورد خودش سوال می پرسن، اون موقع آدم میدونه راست و دروغ حرفش گردنه خودشه. ولی وقتی در مورد یکی دیگه می پرسن آدم نمیدونه الان چه جوابی بده. پیش خودش میگه اگه راستش را بگم و به ضررش باشه، ممکنه با این حرف من، سرنوشت زندگیش عوض بشه. اگر هم دروغ باشه هم خودش گناه کرده هم با دروغش شاید به اون سازمان لطمه وارد کرده. البته من معتقدم در مورد تحقیق ازدواج آدم باید راست راستش را بگه و شک هم به خودش راه نده ولی در مورد استخدام دو به شک هستم.
البته من در این مورد تصمیم گرفتم یا راستش را بگم و یا چیزی را نگم. خداییش هم این سیدمحسن خیلی آدم کار درستیه.
آقاهه از زندگیش پرسید، از وضعیت درس و مشفش. از روحیات و گرایش های مذهبی و سیاسیش. از نوع رفتارها و خلقیاتش. خلاصه حدود 20 دقیقه ای ازم سوال پرسید. اما با این وجود دو تا مساله پیش اومد که مجبور شدم دروغ بگم. یکیش اینکه ازم پرسید ادامه تحصیلات داده؟ من اول گفتم بله. چون واقعا داره الان ارشد میخونه. بعد سریع حرفم را عوض کردم و گفتم ارشد قبول شد ولی نمیدونم ثبت نام کرد یا نه.
بعد سر قضیه بعد از انتخابات پرسید تو دانشگاهتون چی شد؟ که متم گفتم بعضی از دانشجوها را برای یکی دو ترم انتقال دادن به جاهای دیگه. بعد پرسید اسمشون را بلدی؟ که من بلد بودم چون از دوستای خودم بودن ولی گفتم نمیدونم.
خلاصه که کار خیلی سختیه راجع به یه نفر دیگه حرف زدن. خدا نصیبتون نکنه.

+ جدیدا زیاد در مورد ازدواج تو خونه صحبت میشه. اصن خوشم نمیاد از این شرایط، حتی به عنوان شوخی.

پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱ || ٢:٤٢ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین