سین سین

+از کار جدید خبر اینکه یکشنبه به آقاهه زنگ زدم گفت داره میره تهران و سه شنبه خودش خبرم میکنه ولی نه سه شنبه زنگ زد و نه چهارشنبه؛ منم بهش زنگ نزدم، هر چه پیش آید خوش آید.

+بعضی وقتا به این قضیه دیوار که میرسم، میخوام جفت پا برم تو صورتشون.

+اینم رشته اس من قبول شدم؟ همه درساش 2 واحدیه. خب درد که یکی دو تا نیس. آخه چه چجوری هر ترم 5 6 تا درس بگیرم؟ انرژی هم اندازه درس 3 واحدی میبره. هر چقدر میشنیم دو دو تا چهار تا می کنم میبینم به خاطر درسم ته تهش یا از محل کار فعلیم میندازنم بیرون یا مجبور میشم برم بیرون.
منم که کلا بی خیال پیش خودم میگم این نیز بگذرد.

+بالاخره منم برای خودم مردی شدم و با دستای پر اومدم خونه. زبان 
بله دست کم گرفتین منا. با 20 کیلو برنج و 4 تا قوطی روغن مایع و 2 تا قوطی روغن جامد و 8 بسته ماکارونی اومدم خونه. بله آقا چی فک کردین. اسفند دود کنین برام.
سهمیه بن ام را بهم دادن.

پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱ || ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین