سین سین

نمی دونم اینکه یه نفر را معرفی کنم برای جایی که الان دارم کار می کنم کار درستی هست یا اشتباهه. سعید صمیمی ترین دوست من تو دوران دانشجویی بود. حدود دو ماه پیش با هم حرف میزدیم که گفت جایی که هست با وجود اینکه جای معتبریه (شرکت گیتی پسند) ولی به دلیل مشکلات مالی، چند ماهی هست حقوقشون را ندادن. منم براش یه فرم استخدام شهرک را گرفتم تا پر کنه.
گذشت و گذشت تا دیروز که قرار گذاشته بودن بیاد برای مصاخبه. اینطور که خودش بعد از مصاحبه برام تعریف کرد، از مصاحبه اش راضی بودن. قرار شده که چند روز دیگه دوباره بیاد تا یه مقدار سوال نرم افزاری ازش بپرسن.
اون موقعی که دانشجو بودم یکی از آرزوهام این بود که با سعید همکار بشم، کلا تمام سعی ما تو اون دوران گرفتن درس ها با هم بود. یعنی حتی رفت و آمدمون را طوری تنظیم می کردیم که با هم باشیم؛ هر کسی، یکی از ما دو تا را تنها میدید سراغ اون یکیمون را میگرفت. میخوام بگم یعنی خیلی صمیمی بودیم دیگه. البته این صمیمی بودن تا وقتی متاهل نشده بود وجود داشت، بعد که ازدواج کرد شدیم دوستای خوب و نه صمیمی!!
حالا که انگار میخواد یکی از آرزوهای اون موقع من برآورده بشه، دچار تردید شدم. به خودم میگم اینجا که قدر تخصص افراد را نمیدونن و اصن توجهی به مدرک و مهارت فرد ندارن، نکنه سعید بیاد اینجا بعد مثه من که قصد داشتن مسئول دفترش کنن، حالا اون را مسئول دفتر کنن. نکنه بیاد اینجا بعد نتونه بداخلاقی ها و تصمیمات لحظه ای مدیران اینجا را تحمل کنه و ول کنه بره و بیکار بشه. نکنه بیاد اینجا و کارش را دوس نداشته باشه. بعد همه اینها به خاطر این بوده که من یه اقدامی در جهت استخدامش انجام دادم.
من از اون روزی می ترسم که اومده باشه اینجا بعد برم بالای سرش، بگم چطوری سعید؟ راضی هستی؟ بعد بهم بگه مجبورم راضی باشم. اصن دوس نداشتم اینجا باشم.
خدایا منو شرمنده نکن.

 

+ امان از وقتی که جوری رفتار کنی که همه دلشون آب بشه. از وقتی اومدم شهرک جوری در مورد تبلتم حرف زدم که در عین حال که بهشون میگفتن نخرین ولی همه هوس خریدنش را کردن.شیطان تا الان دو نفر عین تبلت من را خریدن و دو نفر دیگه قصد خریدنش را کردن. نیشخند

دوشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۱ || ٩:٥۳ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین