سین سین

خب پس از اینکه مذاکراتم با شهرداری به سرانجام نرسید و اصن بسته پیشنهادی مطرح نشد که بخواد مذاکرات 1+1 انجام بشه تا از سیاست چماق و هویج استفاده بشه و با توجه به انتخاب لیونل مسی برای چهارمین سال متوالی به عنوان بهترین فوتبالیست دنیا و هزار با توجه دیگه که هیچ ربطی به این جمله "قراردادم را تا آخر سال با شهرک تمدید کردم" نداره پست خود را آغاز می کنم.
خب یکم از احوالات رییس جدید بنویسم. عاغا من کم کم دارم تموم اعضای خونواده رییسمون را با خصوصیات اخلاقیشون میشناسم. تفاوت را ببینید، همسر رییس قبلیم از همکارامونه بعد من تازه دو هفته بعد از اومدنم این قضیه را فهمیدم، بعد الان میدونم اسم شوهر رییس جدیدمون مهدی هست، بچه اش 3.5 سالشه اسمش متین هست. از صبح تا شب بچه را میزاره پیش مامانش. بچه اش صداش میکنه مامان سودی!! (اسم رییسمون سودابه‌اس). میدونم شوهرش چی دوس داره چی دوس نداره. میدونم قبل شوهر کردنش دردونه بوده و لوس. میدونم شغل پدرش آزاد هست و کلی چیز دیگه. یعنی اگه روزی یکی دو تا خاطره از خونوادش نگه روزش شب نمیشه. من نمیگم این خصوصیت بد هست یا خوب، فقط میدونم گفتنش لزومی نداره.
من اینقد دوس دارم رییسم بگه چرا. یعنی عاشق چرا گفتنشم. شاید خودشم نمیدونه ولی وقتی میخواد بگه چرا. اول اون آ آخرش را میکشه بعد یه ی خیلی کوچیک هم بعد چ میزاره (عجب فرمولی شد) بعد میگه چیرااااااا؟ یعنی هر دفعه میگه چرا یه لبخندی روی لبم میاد. خوشبختانه به میزان مکفی هم چرا تو روز میگه، اصن خسته نمیشم.
از اخلاق کاریش هم مطابق اون چیزی که انتظار میرفت، روند بعضی از کارهای رییس قبلی را داره عوض میکنه. بچه های دیگه میگن خیلی از آدم کار میکشه ولی من همچین اعتقادی ندارم. کلا هرکسی از بچه ها بخواد بره مرخصی باید حتما دلیل بیاره برای مرخصیش و همینجوری نمیزاره برن مرخصی. به نظر میرسه دلسوز و مهربونه ولی باید دید موقع شزوع کلاسای دانشگاهم چجوری رفتار میکنه و چجوری باید رفتار کنم.

 

+ به این میگن شانس. امیر همکارم دانشگاه ثبت نام کرد یعد تموم کلاسهاش 5شنبه‌اس که شهرک تعطیله. حالا از شانس من، دانشگاه من 5شنبه ها تعطیله.

پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱ || ۳:۱۸ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین