سین سین

تو شهرک بعد از سه ماه اول که دوره آزمایشی محسوب میشه برای تمدید قرارداد یه ارزیابی از اون فرد می کنن. این ارزیابی توسط معاون شهرک، معاون مالی اداری و مسئول قسمت اون فرد انجام میشه.
امروز صبح بهم زنگ زدن برای این ارزیابی بیام و منم با تعجب از اینکه من که قراردادم را تمدید کردم پس چرا حالا گفتن بیام؟ رفتم پیششون. تنها نگرانیم راجع به گزارش تور بود که بهشون نداده بودم (هرکسی میاد شهرک میره با قسمت های مختلف آشنا میشه و باید این بازدیدها را در قالب یه گزارش بیاره) که خوشبختانه سراغش را نگرفتن.
وقتی رفتم پیششون یه پرسشنامه گذاشتن جلوم و گفتن خودت را ارزیابی کن! یه سری از سوالات ارزیابی به صورت کیفی بود  (عالی، خوب متوسط، ضعیف) و راجع به این چیزا بود که از عملکرد خودت راضی هستی؟ تو این مدت که اینجایی پیشرفتت چطور بوده؟ در برقرار ارتباط با دیگران چطور بودی؟ تلاشت در حفظ بیت المال چطور بوده؟ و چند سوال دیگه. دو تا سوال تشریحی هم داده بود که دو نقطه قوت و ضعف خودتون را بنویسید. 
من جواب سوالات کیفی را یا عالی زدم یا خوب که باعث شد بقیه واکنش نشون بدن که چه خبره بابا!! نقاط قوت را نوشتم توانایی انجام کارها به صورت تیمی و قبول کردن مسئولیت در قبال وظایف محول شده (!!!). ولی نقاط ضعف را چیزی ننوشتم و بهشون گفتن از نظر علم زوانشناسی نباید نقطه ضعف خودم را در کار به کسی بگم! (والا بنده تو عمرم اصن یه کتاب روانشناسی را هم نخوندم، نمیدونم چطوری اینو بهشون گفتم). 
بعد اونا گیر دادن مگه میشه نقطه ضعف نداشته باشی؟ گفتم من یه بار تو یه مصاحبه ازم خواسته شد نقطه ضعف خودم را بگم و منم گفتم، بعد که تموم شد پیش خودم گفتم اشتباه کردم گفتم. بهتر بود مقاومت میکردم و نمی گفتم، این شد که دیگه نقطه ضعف از خودم نشون نمیدم.  گفتن در هرصورت باید به ما بگی! بعد من تو ذهنم حرفای رییس اومد تو ذهنم که یه بار گفت خیلی کم حرفی. منم بهشون گفتم شاید کم حرف بودنم نقطه ضعفم باشه! با این حرفم انگار منتظر بودن همینو بشنون شروع کردن به انتقاد از من که بله تو کم حرفیو، چرا با دیگران رفیق نمیشی و، این منوچهری روز سومی که اینجا اومده بود بچه خانم فلانی بغلش بود و غیره. منم گفتم بذار دلشون خوش باشه گفتم بله حق با شماس، تلاش میکنم بهتر بشم. (خب چیکار کنم دیگه، نمیتونستم جلوشون موضع بگیرم که)
خلاصه یکم دیگه حرف زدیم و نقاط ضعف شهرک و از نظر من پرسیدن. همچنین گفتن شهرک باید ناموس اولت باشه!! و یکم چرت و پرت دیگه. در آخرم از من چند تا سوال پرسیدن و تموم. سوالای آخرشون این بود که 
-راضی هستی شهرک هستی؟  
-شهرک هم خوبه! (خدا از دلت بشنوه)
-راضی هستی پشتیبانی موسساتی؟ 
-پشتیبانی موسساتم خوبه ولی کار توش زیاده (خدا از دلت بشنوه)
-اگه پشتیبانی نبودی دوس داشتی کجا بودی؟ 
-دوس داشتم جایی بودم که تخصصم که کنترل پروژه هست به کار گرفته میشد، مثلا تو دفتر طرح های تحقیقاتی همچین تخصصی به کار گرفته میشه ولی خب من الان پشتیبانیم. 
دیگه بعد از این صحبت ها اومدم بیرون و همه چی مثه قبل شد!

سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱ || ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین