سین سین

اینکه 7 صبح بری بیرون و نزدیکای 8 شب برگردی خونه.
اینکه ساعت کاری تا 4:30 عصر باشه ولی تو هر روز مجبوری اضافه کاری بایستی.
اینکه هر چقدر کار میکنی باز هم میبینی کار هست.
اینکه مثلا کار داره با سرعت 100 تا میره ولی تو نهایت سرعتت 80 تاست.
اینکه هر چقدر تلاش میکنی باز هم میبینی اون کارت مطلوب انجام نشده و میشه ازت ایراد گرفت.
اینکه به خاطر تلنبار شدن کارها اصن فک کردن به مرخصی هم تو رو میترسونه چه برسه به انجام دادنش.
اینکه مجبور بشی حتی 5شنبه ها که کار تعطیله بری سرکار.
همه اینها یعنی یه جای کار داره میلنگه. نمیدونم مشکل از چیه ولی از چند حالت خارج نیست:
یکی اینکه من در انجام دادن کارها مشکل دارم و به قول معروف عیب از خودمه. 
یکی دیگه اینکه اون وظایفی که به عهده من گذاشته شده خارج از توانمه.
یکی دیگه اینکه به دلیل ناآگاه بودنم از شرح وظایفم بقیه کارهاشون را سپردن به من انجام بدم ولی من نمیفهمم.
یکی دیگه اینکه چون فک می‌کنم بقیه دیوارها (همکارها) در انجام کارها همکاری نمیکنن، میخوام خودم تنهایی انجامشون بدم.

حالا هر چقدر هم کار باشه من باید از این شرایط فرار کنم. دو تا مسئله از روزهای آینده شروع میشه و من نباید اینجوری کار کنم. یکی شروع شدن دانشگاهه و یکی شروع شدن جشنواره.فیلم.فجر.هورا

 

+ میدونستین یکی از فانتزیام اینه که تو یه استادیوم که یه مراسم بین المللی  هست باشم بعد در حالیکه تصویرم داره از اسکوربرد پخش میشه و در حالیکه که بسیور بسیور تیپ خفن زدم داد بزنم:
لِیدیبز اَندْ جِنتِلمنز. هِلو اِوری بادی اَندْ ولکام تو اصفهان
خخخخخخخ

+ چقدر خوبه آدم بعد یه عمری تازه بفهمه چی میخوندن ولی هیچ وقت بعضی از جملاتش را نمیفهمیده.
نمونه اش شعر زیر که تازه من فهمیدم چی به چی بوده و کی به کیه:

سرود اول اخبار:

ما مسلح به الله اکبریم
بر صف دشمنان حمله می‌بریم
ما همه پیرو خط رهبریم
بر صف مشرکان حمله می‌بریم
لا اله لا اله لا اله الا الله
لا اله لا اله لا اله الا الله
وحده وحده وحده وحده
انجز انجز انجز وعده
نصر نصر نصر عبده
لا شریک لا شریک لا شریک له
انجز وعده و نصر عبده
انجز وعده و نصر عبده
الله اکبر خمینی رهبر

+ توجه شما را به ادامه مطلب پست قبل جلب می کنم!

جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱ || ٢:۱۱ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین