سین سین

بله همونجور که حدس میزدم موش و گربه بازی ها و ناسازگاری ها شروع شد. امروز بعد از ظهر به رییس گفتم مرخصی ساعتی میخوام که زودتر برم. اونم قاطعانه گفت دیروز مزخصی ساعتی دادم، امروز نمیدم! گفتم اون برای دکتر رفتن بود این برای یه کار دیگه‌اس و باید برم و ضروریه و این حرفا تا بالاخره با منت و سرتکون دادن و یه جوری یعنی عمرا دیگه بدم، اجازه فرمودن برم مرخصی.
تو این پست گفتم که چه مشکلی برای انتخاب واحدم بود و انتظار ماجراهایی خواندنی را داشتم. حالا رفتم دانشگاه میبینم اون درس که فکر میکردم حذف بشه، تو لیست درسا هست. منم از یه طرف خوشحال که برنامه‌ام تغییر نمیکنه و از یه طرف نگران که نکنه این کلاس مربوط به گرایش من نباشه بعدا حذفش کنن و من واحدهام کم بشه.
رفتم پیش دفتردار گروهمون میگم من این درس را گرفتم مشکلی پیش نمیاد؟ پرسید ترم چندی؟ 
منم گفتم یک. 
گفت: اصن کل انتخاب واحدت عوض شده. اسمت چیه؟ 
اسمم را گفتم و گفتم من صبح دیدم هنوز انتخاب واحدم مثه قبل بود که خودم برداشته بودم.
بعد یه لیست دراورد و اسمم را پیدا کرد و گفت من انتخاب واحدت را عوض کردم. تو سایت شاید نیومده. 
(پیش خودم گفتم ای کاش اسمم را نگفته بودم، شاید حالا دوباره بره ببینه و عوض کنه. چه میدونم)
ولی با شنیدن حرف آخرش فهمیدم که اینجا باید گفت بدبخت شدم. هنوز که چیزی تو سایت عوض نشده ولی اگه بشه خاکی بر سرم میشه که دیگه خاک نیست!

امروز دو تا کلاس داشتم اولیش رفتار.سازمانی بود که من تا حالا استادی به این شکل ندیده بودم. یعنی مثه جسد بود. نه حال داشت حرف بزنه نه با یه بار پرسیدن سوال را میفهمید یعنی هر کسی ازش سوال می پرسید باید حداقل دو بار می پرسید تا آقا بفهمه. بعدم فرمودن هر جلسه باید در مورد موضوع مورد تدریس پژوهش کنید و مطلب داشته باشید. هر جلسه هم دو نفر باید ارایه مطلب کنن. آخر ترمم باید 10 تا 15 صفحه مقاله یا ترجمه داشته باشید. پیش خودم گفتم همین یه درس تا آخر ترم برای من کافیه بی خیال بقیه درس ها.
ساعت دوم هم که تحقیق.در.عملیات داشتم که البته پیش نیاز بود. استاد درس و جدی گرفته میگه میخوام 8 فصل را درس بدم. ما هم گفتیم عامو ولمون کن یه چی بگو هم خدا رو خوش بیاد هم بنده خدارو، چه خبره 8 فصل؟ خلاصه آخرش نفهمیدیم چقدر و چگونه درس خواهد داد.

با شرایطی که امروز پیش اومد فکر نکنم صلاح باشه فردا برم دانشگاه، امیدوار رییس پس فردا با من بسازه.

+ تو کلاس نشسته بودم که رو دیوار روبروم این صحنه را دیدم. جدی هدفشون چی بوده؟ چرا اینقدر زیاد؟ چرا همش دوپل نیست؟

دوشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۱ || ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ || نظرات () ||


 نویسنده : سین سین