در و تخته، کار و درس

شنیدین میگن در و تخته با هم جور نیس، این ضرب المثل مصداق کامل کار و درس من هست که به هم نمیان. به اعتقاد خودم در این شرایط کاری و درسی، باید یکیش را انتخاب کرد.
عملی که تو ذهن خودم در حال پردازشه اینه که تا آخر فروردین برم سرکار و بعدش بچسبم به درس. ولی بابام میگه اگه قراره یکیشون را انتخاب کنی اون کار هست، میگه فرصت برای درس خوندن همیشه هست ولی با شرایط الان جامعه هر شغلی داری باید سفت بچسبی بهش. نظر من خلاف اینه، قبول دارم شاید حقوقی که اینجا میگیرم را هیچ جای دیگه ای به یه کارشناسشون ندن، اما به چه قیمتی؟ به قیمت یه شغلی که هیچ پیشرفتی توش نیست؟ به قیمت هدر رفتن توانایی هایی که تو خودت میبینی؟ به قیمت محروم شدن از ادامه تحصیل تا زمانی که شاید یه فرصتی براش پیدا کنی؟
شاید هدف بابام از حرفش این باشه که من بتونم پس انداز جمع کنم برای زندگی متاهلی!! چیزی که من اون را یه محدویت میدونم تا یه فرصت.
معتقدم چیزهای زیادی هست که باید تجربه کنم، توانای های جدیدی هست که دوست دارم یاد بگیرم. این چیزهایی که تو ذهن من هست قطعا اگه مجبور باشم تا 8 شب کار کنم قابل دستیابی نیست. کاری که خودم را یه پادو دارم میبینم تا یه کارشناس فکر نمیکنم اونقدرها آش دهن سوزی باشه.
در هر صورت شاید نظرات من اشتباه باشه و در عمل هم اتفاق نیفته ولی چیزهایی هست که تو ذهنمه.

 

+ریش گذاشتن هم جالبه ها. نظرات جورواجوری در مورد خودت میشنوی و نگاه های متفاوت افراد را میتونی درک کنی! 
نمونه اش یارو یه جلسه داشت اومده تو دفتر از همه‌مون میپرسه عکس آقا دارین؟ میگیم نه. به من نگاه میکنه میگه شما دیگه چرا؟

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوازش نسیم

کاش بتونید با هم ادامه بدید.سخته ولی شدنیه.من یه بار این اشتباه را کردم.به خاطر کار درس را رها کردم.بعد حالم خیلی بد شد و ژشیمون شدم.مسلما کارم مهم تر بود و صد البته از همه مهم تر زندگی خانوادگیم.ولی انصراف روحیه ام را داغون کرد .دو سه ماه اول خوشحال بودم بعد به شدت به هم ریختم.ببخشید دخالت کردم .

انار بانو

شما ديگه چرا ؟خخخخخخخخ

انار بانو

من كارم رو گذاشتم كنار..الان خيلي هم خوشحالم ..هر چند بعضي وقتها دلم براي اين كه پول توي جيبم مال خودم باشه خيلي تنگ ميشه . ولي گاهي بايد گذشت .نميدونم

انار بانو

يه چيز ديگه هم هست ..بعضي وقتها هم يك ترس شفافي منو فرا ميگيره !![نیشخند] ميگم از اون يكي ليسانسه كه بهره اي نگرفتم ..نكنه دوباره اين همه بخونم هيچي به هيچي ..مسخره مردم بشيم ..بگن نيگا..ديوونه است..مدرك پشت مدرك ميخواي چي كار ..[اضطراب]وقتش كه خوندي كاري نكردي حالا ميخواي چي كار ..اصن برم انصراف بدم خيال همه راحت شه..آره برم..برم[گریه]

انار بانو

تازه الان قصدم فوقه ..هي واي..چيا ميگن پشت سرم.. .. نه خدايي خوب رفتم رو اعصابت يا نه[زبان] اينها واقعيت بودها ..فك نكني يه وخ شوخي كردم[ابرو]

منم!!!!!

منم با نظر بابات موافقم ولی نه به خاطر پول جمع کردن واسه متاهلی.... به نظر من عاقلانه ترین کار اینه که تواین کارو داشته باشی تا اون شغلی که به قول خودت توش وقت واسه پیشرفت داری و پیدا کنی.... بعد اون موقع میتونی درستو هم ادامه بدی.... البته این از نظر عقل منه....

لیلی سا

[خنده]ای باباااااااااااااا.....شما دیگه چرا؟!!! ها ها هااااااا؟![زبان] کار رو ول نکنین....نه چون حقوقش خوبه...چون کار گیر نمی آد این روزا و همین حداقل می شه پشتوانه تون برای کار آینده...می شه سال هایی که کار کردین.... حالا من یه مثالش رو براتون می زنم....پسرعمه ی مامانم....گمونم فوق دیپلم بود که شغل خوب پیدا کرد و مشغول شد....در کنارش لیسانسش رو گرفت.....ازدواج کرده و دو تا هم بچه داره ولی خب هنوز آرزوهاشو ول نکرده...کنکور داده بود و دندون پزشکی قبول شده بود!!!!رشته ش چیه حالا؟!!! عمران!!!!! بعد گفته بود من از کوچیکی آرزوم بوده که دندون بخونم..... خلاصه برای تحصیلش موافقت نکردن باهاش....گفتن نمی تونیم اینجوری بهت مرخصی بدیم باید رشته ت به درد شغلت هم بخوره.... الان داره ارشدش رو می خونه...ارشد عمران....ولی خب گفته یه روزی بالاخره دندون رو می خونم....هرجور که باشه.... شمام در کنار کار شاید بعدا شرایط بهتر شد و درس رو خوندی....شایدم...نمی دونم......هرجور خودت صلاح می دونی دیگه[لبخند]

لیلی سا

اگه شان خوبی نداره کار شما چی بگم والله....و اینقدر براش مطمئن هستین پس دنبال درس باشین....

لیمو

اوه اوه ینی اینقدر با ریش خفن شدی که عکس آقا رو ازت می خوان؟؟[خنده] باابات هم راس میگه در عین حال توام حق داری،میدونی اگه بعد از اینهمه مشقت واسه درس خوندن بازم نتونی به اون چیزی که میخوای برسی چه زوووووری داره؟؟

آستاره

من با نظر پدرت موافقم.فرصت برای تحصیل بااین اوضاع دانشگاه ها که قبول شدنشون مثل آب خوردن شده هست ولی کار نه