اولین ها

تصمیم گرفتم هر کاری که برای اولین بار انجام میدم را تو این پست بنویسم. این پست به مرور زمان گسترده تر میشه و شاید در آینده حتی رمزدار بشه. یه جای ثابت هم تو ستون کناری براش میذارم.

1) اولین باری که برای کارشناسی ارشد رفتم دانشگاه 5شنبه 1391/07/27 بود که اینجا در موردش نوشتم. اما اون موقع به طور غیر رسمی رفتم چون من ورودی بهمن بودم. (سن: 25 سال و 7 ماه)

2) اولین بار که یه کتاب رمان خوندم جمعه 1391/07/28 بود که اینجا در موردش نوشتم. رمان آتلیه طلاق نوشته علی بخت ور (سن: 25 سال و 7 ماه)

3) اولین بار که استیک خوردم جمعه 1391/08/12 بود که اینجا در موردش نوشتم. در کل به نظرم استیک غذای مزخرفیه. (سن: 25 سال و 7 ماه)

4) اولین بار که تو قهوه خونه قلیون کشیدم سه شنبه 1391/09/14 بود که اینجا در موردش نوشتم. کلا دود چیز مسخره ایه. (سن: 25 سال و 8 ماه)

5) اولین باری که به طور رسمی برای کارشناسی ارشد رفتم دانشگاه دوشنبه 1391/11/30 بود که اینجا در موردش نوشتم. در اون موقع ترس و دلهره بین انتخاب کار و درس یا هردوتاش خیلی اذیتم می‌کرد.  (سن: 25 سال و 11 ماه)

6) اولین بار که با ماشین با یک ماشین دیگه تصادف کردم چهارشنبه 1393/04/18 بود که اینجا در موردش نوشتم. تصادف کوچیکی بود ولی در هر صورت اولین تصادف بود. (سن: 27 سال و 4 ماه)

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خورشید

فک کن ... یه پست رمزدار اون هم از سین شین من رمز میخوام اگه جرات داری بگو نه [منتظر]

خورشید

بله دیگه کلاه ما از همون اول هم پشم نداشت [قهر]

خورشید

زود باش رمز و بده وگرنه باهات قهر میکنم [منتظر]

خورشید

به من چه من این چیزا حالیم نیست رمز نبوده و نداشته رو بده [شیطان]

خورشید

اوا ! این کارا چیه اصن من رمز و نداشته باشم شب خوابم نمیره

خورشید

یعنی علنا ما رو داری میپیچونی دیگه [قهر]

خورشید

بپا نخوری به درخت

خورشید

داری جای ترمز و به من یاد میدی ؟ من خودم پاش بیافته تریلی میرونم

خورشید

میزنم از وسط نصفت میکنماااااا [نیشخند]

شهناز

[نیشخند]عه دودتم ثبت كردي[نیشخند]