لنز خراب می شود!

صبح چهارشنبه هفته پیش، وقتی خواستم لنزم را بزارم، در همون یه لحظه ای که لتز بین انگشتام بود، لنز تا شد، همون یه لحظه کافی بود که لنز خراب بشه و دیگه به درد نخوده. یعنی اون موقع که تا خورد قیافه من دیدنی بود، عین اینایی که شکست عشقی خوردن ها، عین اونا شده بودم! کلی با دقت صاف و صوفش کردم بعد گذاشتم به چشمم دیدم نخییییر هییییییچ فرقی نداره گذاشتن و نذاشتنش، هر چقدر هم با اون یکی مقایسه میکردم میدیدم فرقی نداره که، بعد دوباره میذاشتم بازم فایده نداشت. چندین بار این کار تکرار شد و نتیجه ای حاصل نشد. دیگه ناامیدانه رفتم سرکار تا فرداش نشون بدم ببینم چیکار میشه کرد.
فرداش هم که اپتومتریست دید و گفت دفرمه شده و باید عوضش کنی تازه فهمیدم چقد بیخودین این لنزا، اصن جدی هم نمیشه باهاشون رفتار کرد چه برسه به شوخی!
هیچی دیگه، مجددا لنز سفارش دادم.
بعد که من میگم بیشتر پولام خرج دوا درمون و شهریه میشه کسی جدی نمیگیره!
این ماجراهای لنزی منم انگار شده بوته آزمایش خدا در جهت سنجش میزان صبر و تحملم.
-----------------------------
بابام داشت با مامانم حرف میزد، راجع به اینکه در مورد من اومدن تحقیق کردن!! 
پرسیدم ماجرا چیه؟
بابام گفت: هیچی یه مراسمی بود داشتن به بعضیا جایزه میدادن، یه دختری رفت بالای سن جایزه بگیره من از همکارم که کنارم نشسته بود فقط یه سوال پرسیدم این دختر خانم چند سالشه؟ پرسیدن سوال همانا و پیش رفتن ماجرا تا اونجایی رفت که همکارم به بابای دختره گفته آره انگار اینا دخترتون را زیر نظر دارن، بعد بابای دختره هم ماجرا را جدی گرفته و حتی گفته بوده ما با اصفهانیا وصلت نداشتیم تا حالا (خودشون گلپایگانی بود ظاهرا) و باید تحقیق کنم و این حرفا.
همین دیگه الکی الکی داشتم زن میگرفتم که خدا بخیر گذروند.
-----------------------------
این هفته دو تا امتحان میان ترم داشتم، اولیش که روز دوشنبه بود نمیدونم چی شد استاد اینقدر جلسه امتحان را شل گرفت. فک کن وسط امتحان استاد ول کنه 5 دقیقه بره بیرون کلاس، بعد با لیوان چایی برگرده، بعد که چاییش را خورد دوباره 5 دقیقه ول کنه بره لیوانش را بشوره. خب در همچین جلسه امتحانی انتظاری به جز مشورت با دوستان که ندارید؟
اما امتحان دوم دیروز بود که خوب نشد.

/ 9 نظر / 21 بازدید
عروس خوشه اقاقیا

ا ک هی

نوازش

ای بابا چقد اینجا سوت کوره!

نوازش

حالا کی گفته اقای پدر برای شما سن می پرسیدند!؟خانم مادر این صفحه را نمی خونند احیانا؟![اضطراب]

نوازش

یه ذره لنز و اینقد درد سر؟!

نوازش

نچ مشکل قواعد نیست.مشکل شبه ای هست که در ذهنمان ایجاد شده بود؟عطف به پرسیدن سن ان دختر خانم توسط اقای پدر .نه اینکه شبیه خطر ناک بود در لفافه پرسیدیم.[بازنده]

مه سو

اول اینکه استاد می خواسته نشون بده چقدر به دانشجوهاش اعتماد داره!!!!!!! ولی خب شما اعتمادشو شکستین دیگه!!!! از تیزبینی استاده....حالا بعدا می فهمین چطوری بهتون نمره می ده!!! دوم اینکه انشالله مزدوج هم می شین....کلا ملت زودی می خوان دوماد پیدا کننا!!!!! بمیرم که همچین بابایی هم ندارم من!!!!! چه بده لنز سخت....حواستون باشه خب....بازی بازی با لنز هم بازی؟![زبان](برگرفته از ضرب المثل بازی بازی با دم شیر هم بازی؟!)

خورشید

اخر سر یه روز میان الکی الکی زنت میدن بعد ما اینجا بهت میخندیم[نیشخند]

نسیم

سلام این متنو خوندمو یادمانیتور خودم افتادم...بیش از یک ماهه که دنبالشم حالا اگه برا بازی کردن میخواستم یه روزه جور میشد....بعضی موقعها کارا اینجوری میشه[خنثی]

خانوم سیب

خخخخخخخخخخخخخخ .واقعا که انگار بی شوهریه..چقدر زشت!!!!! حالا بنده خدا یسوال کرده...گفتن اومدن خواستگاری اگه رفته بودین خواستگاری چی میگفتن