نمایشگاه و ادامه جشنواره

راس ساعت 6 رسیدم سینما سپاهان. فیلم "گهواره ای برای مادر".
شاید دیده باشید که مردم بعضی فیلم ها را به خاطر کارگردانش میرن ولی عمرا اگه کسی را دیده باشید به خاطر اسم کوچک کارگردان بره فیلمی را ببینه. ولی من این کار را کردم چون اسم کوچک کارگردان برام خیلی جالب بود. "پناه بر خدا رضایی"! خداییش اسمش جالب نیست؟

اما فیلمش، فیلم خوبی بود مخصوصا سبک فیلمبرداریش که من خیلی دوس داشتم. نماهایی باز و متفاوت واقعا کار را قشنگ کرده بود. داستان فیلم هم تو اسم فیلم هست، مادری که یه عمر گهواره‌ای برای فرزندش بود، حالا فرزند، گهواره ای برای مادر شده بود. فیلم توصیه به دیدن میشه.

شنبه هم رفتم فیلم "هیس، دختران فریاد نمی‌زنند"، من ژانر فیلم را دلهره و اضطراب میدونم. این فیلم را با مجید و جعفر دیدم. دوتاییشون میگفتن از دیدن فیلم سردرد گرفتن و اعصابشون خرد شده بود. اتفاقاتی توی فیلم برای شخصیت دختر فیلم می افتاد که واقعا آدم را تحت تاثیر قرار میداد. داستان فیلم جدید بود و یه جورایی تو فیلم سازی تابوشکنی کرده بود.

و اما یکشنبه دو تا فیلم دیدم، "استرداد" فیلمی که میشه ازش زیاد نوشت. نکته اول مشکل صدا در سینما خانواده بود، که باعث شد فیلمی بدون موسیقی متن ببینم، یعنی باورتون میشه من فیلمی را ببینم که تو این بخش نامزد دریافت سیمرغ بوده؟! فک کنم تا اطلاع ثانوی پشت دستم را داغ کنم و برم تو سینما خانواده فیلم ببینم، هیچ وقت سینمای خوبی نبوده.‌
و اما خود فیلم، من در کف این فیلم موندم. فیلم بیش از حد ایرانی نبود! یعنی بیش از حد خوب بود. البته من حدس میزنم یه جورایی سکانس های مختلف را از فیلم های مختلف امریکایی کپی کرده باشن؛ چون به ایرانی ها نمیاد همچین فیلمی بسازن. البته این یه حدسه، وگرنه اگه واقعا ساخته ذهن فیلنامه‌نویس و کارگردان بوده باشه که باید گفت دست مریزاد. فیلمبرداری فیلم هم که من را به وجد اورده بود. بازی حمید فرخ نژاد و فرهاد قایمیان هم خیلی خیلی خوب بود.
(بعدا نوشت: این فیلم برنده سیمرغ بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین تدوین و بهترین جلوه های ویژه شد)

فیلم دومی که روز یکشنبه دیدم "تنهای تنهای تنها" بود، ژانر فیلم را من کودک به حساب میارم. فیلم با لهجه بوشهری ساخته شده بود و در مورد انرژی هسته ای و قطعنامه‌ها و عکس العمل بچه ها و مردم در مورد اون‌ها بود. وجود لهجه در فیلم باعث شد خیلی از دیالوگ ها را نفهمم مخصوصا سکانس آخر فیلم که خیلی دوس داشتم بفهمم رنجرو چی میگه ولی نفهمیدم. فیلم در ژانر خودش فیلم خوبی بود.

دوشنبه
تو صف سینما ایستاده بودم که مسعود.ج بهم زنگ زد که کجایی؟ گفتم تو صف سینما ساحل میخوام بلیط گیرم. گفت بیا لب در. رفتم لب در و با کارت خبرنگاریش اومدم داخل تا بالاخره یه فیلم این جشنواره را مجانی دیده باشم. "قاعده تصادف" فیلمی بود که دیدم. فیلم کاملا شبیه درباره الی بود. سکانس‌های طولانی بدون کات و فیلم‌برداری روی دست از ویژگی های این فیلم بود. و بدترین چیزی که من بدم میاد تو فیلم اتفاق افتاد، یعنی پایان نامشخص. (متنفرم از همچین فیلمایی)

سه شنبه
دیگه فیلمای سه شنبه را ندیدم، چون قبلا دیده بودم.

در کل تو جشنواره امسال 6 تا فیلم دیدم که فکر کنم پارسال بیشتر از دو برابر امسال دیدم.

 

+ یعنی یادم نمیاد آخرین باری که روی شماره صندلیم تو سینما نشستم چند سال پیش بوده!!

 

 + توفان "البسه‌ما" (!) همچنان ادامه دارد. سوراخ و زیپ لباسا کم بود، کف کفشم هم خراب شد.

 

+ علیرضا زنگ زده میگه میخواییم با بچه ها بریم ترکیه، ولی زمان دقیقش معلوم نیست، میخواییم ارزون‌ترین و مطمئن‌ترین تور را گیر بیاریم. منم بهانه اوردم که سر کار خیلی سخت بهم مرخصی میدن، اما فکر می‌کنم و بهت خبر میدم. (احساس خوبی نسبت به سفر کردن باهاشون ندارم)

 

+ خوش به حال کسایی که ماشین دارن!

/ 6 نظر / 23 بازدید
نیرا

خوب پس رفتی 6 تا فیلم دیدی!!شما خسته نشی کلا.. به هر حال نظر من اینه که فیلم ایرانی مقواست !!با نهایت احترام به نظر همه و اگر می گی به نظر نمی اد کار ایرانی ها باشه و کپیه...باید برم ببینم ..ممکنه بتونم بهت بگم کجاهاش ممکنه کپی باشه...چون فیلم خوب ایرانی به نظر من وجود نداره..همش ایدئولوژیکه ته کفش؟ بابا بیا تهران ببرمت یه دفعه ای چند دست لباس و کفش بخری.. هم مارو خلاص کنی ..هم خودتو ! :)

نیرا

منم نمی خرم. اعتقادی به خرید عید ندارم بعدشم من فک می کنم بدترین جنسها و کالاها رو می ذارن واسه شب عید..بعد از عید بخری خیلی بهتره !

نیرا

می دونی چیه ؟ تا از دست تو دیوانه نشدم..می رم بیرون!‌ پست بعدی میام !!!‌ :))))))))))))))))))

لیلی سا

واییییییییییییییییییییی چقده فیلم دیدییییییییییییییییییییییی...... دلم خواست منم!!!!!!! تا حالا اصلا دنبال جشنواره و دیدن فیلمش نبودم!!!!!!!! پناه بر خدا که سوژه شده بود توی خونه ی ما.....که چطوری این اسم رو انتخاب کردن خانواده ش!!!!!!!![نیشخند]اصلا مامان اینا هی نشسته بودن سکانس انتخاب اسم این شخص توسط خانواده ش رو بازبینی می کردن[نیشخند]

پروانه

سلام علیکم[لبخند] الآن باید این شرح شما رو از جشنواره روی یه ورد ذخیره کنم و بعد که این فیلما اکران گرفتن و از پرده پایین اومدن و به شبکه نمایش خانگی رسیدن و من خریدمشون بیام بخونمش.[نیشخند]. دیشب خوابم می آد رو دیدم. امشب هم می خوام جرم کیمیایی رو ببینم. به طور کلی دو سال از سینمای ایران عقبم.:) +بله. خوش به حالشون.

نسیم 20

سلام نمیگی این همه فیلم دیدی شاید یکی دلش خواست ببینه.وااااااااای چه حرفی زدم!!!از این به بعدبهت میگم سین سین سینمایی[چشمک] چرا عکش نمایشگاهو نزاشتی به چه امیدی کلیکیدم![نیشخند]